خرید بک لینک

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی

ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟



در ابریشمِ عادت، آسوده بودم

تو با حالِ پروانه من چه کردی؟



ننوشیده از جام چشمِ تو مستم

خمار است میخانه من ، چه کردی؟



مگر لایق تکیه دادن نبودم

تا با حسرتِ شانه من چه کردی؟



مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده، با خانه من چه کردی؟



جهانِ من از گریه است خیسِ باران

تو با سقف کاشانه من چه کردی ؟


تو رو از دور دلم دید اما

نمی دونست چه سرابی دیده

منِ دیوونه چه می دونستم

زندگی برام چه خوابی دیده

نمیدونی … نمیدونی …. ای عشق

کسی که جوونیشو ریخته به پات

واسه اینکه تو رو از دست نده

چه عذابی

چه عذابی دیده

آه ای دل مغموم…

آروم باش آروم…

ای حال نامعلوم…

آروم باش آروم…

نیستی اما

هنوزم کنارمی

نیستی اما

هنوزم اینجایی

روزی صدهزار دفعه می میرم

اگه احساس کنم تنهایی

هر کجا رفتی و هر جا موندی

مَنو بی خبر نذار

از حالت

اگه تنها شدی و دلت گرفت

خبرم کن که بیام دنبالت

آه ای دل مغموم…

آروم باش آروم…

ای حال نامعلوم…

آروم باش آروم…


یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی

رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟

کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه دنیا غریبم کجایی عزیزم

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم کجایی عزیزم

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

بیا روتو رو کن منو زیر و رو کن

بیا زخمامو یه جوری رفو کن

عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟

کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

برچسب: با تو حال نمیکند,با تو حال من خوبه, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

صفحه بندی